واژه جو

تخضیض

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخضیض . [ ت َ ] (ع مص ) آراستن کسی را به مهره های خَضَض . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). آراستن کسی را به مهره های خرد و سفیدکه کودکان پوشند. (از اقرب الموارد) (از المنجد).

معنی تخضیض | واژه جو