واژه جو

تخته پاره

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخته پاره . [ ت َ ت َ / ت ِ رَ / رِ ] (اِ مرکب )تخته های جداشده از کشتی شکسته و جز آن : صحبت غنیمت است بهم چون رسیده ایم تا کی دگر بهم رسد این تخته پاره ها. صائب . شکستگان ز حوادث غمی نمی دارند که تخته پاره ز طوفان نمی کند پروا. وحید. خردی گزین که خردی زآفت مسلم است کشتی چو بشکند چه زیان تخته پاره را. وحید.

معنی تخته پاره | واژه جو