واژه جو

تخارش

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تخارش . [ ت َ رُ] (ع مص ) برانگیخته شدن سگان برای جنگ با یکدیگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). تهارش . (قطر المحیط). تخارش کلاب و سنانیر؛ تخادش و تمزیق بعض آنان مر بعض دیگر را. (اقرب الموارد).

معنی تخارش | واژه جو