تحمیل/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ) [ ع. ] (مص م.)۱ - بار کردن.<BR>۲- کاری را به زور به عهدة کسی گذاشتن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطتکلیف، نامیلخواهی، گردنباری، مجبورسازی، واداشتگیواژه قبلی: تحمیقواژه بعدی: تحنف