تحقیق کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پژوهش کردن، پژوهیدن، تتبع کردن، تفحص کردن، کندوکاو کردن بررسی کردن، مطالعه کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پژوهیدن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
پژوهش کردن، پژوهیدن، تتبع کردن، تفحص کردن، کندوکاو کردن بررسی کردن، مطالعه کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
پژوهیدن