واژه جو

تحصیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تحصیب . [ ت َ ] (ع مص ) ریگ درافکندن و سنگ انداختن . (تاج المصادر بیهقی ) (آنندراج ). ◄ سنگ ریزه گستردن در مکان . (اقرب الموارد) (قطر المحیط) (ناظم الاطباء). ◄ ساعتی به شب خفتن در مُحَصَّب که مابین مکه و منی است . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد): ان عُمَرَ کان یری التحصیب سُنَّةً. (اقرب الموارد).

معنی تحصیب | واژه جو