تحریز
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ] (مص م.) <BR>۱- در نگهداری چیزی مبالغه کردن.<BR>۲- پناه دادن.<BR>۳- محکم کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] (مص م.) ۱- در نگهداری چیزی مبالغه کردن. ۲- پناه دادن. ۳- محکم کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تحریز. [ ت َ ] (ع مص ) بسیار نگه داشتن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ممانعت و نگاهداری . (از اقرب الموارد) (از قطر المحیط). ◄ پناه دادن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). ◄ استوار گردانیدن جای . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).