واژه جو

تحرد

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تحرد. [ ت َ ح َرْ رُ ] (ع مص ) پاکیزه شدن پوست از مویها. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد) (قطر المحیط). ◄ منفرد و به یک سو شدن از شتران دیگر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

معنی تحرد | واژه جو