واژه جو

تجنب کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تجنب کردن . [ ت َ ج َن ْ ن ُ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پرهیز کردن . پرهیزیدن : از این خیال محال تجنب کن . (گلستان ). و رجوع به تجنب نمودن شود.

معنی تجنب کردن | واژه جو