واژه جو

تجزیه

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ یِ) [ ع. تجزیة ] (مص م.)<BR>۱- جزء جزء کردن چیزی، پاره‌های یک جسم مرکب را از هم جدا کردن.<BR>۲- تحلیل مفردات عبارت‌ها و جمله‌ها طبق قواعد صرف، بدون در نظر گرفتن رابطه و ترکیب آن‌ها (دستور).<BR>۳- تبدیل یک جسم به چند جسم ساده تر مانند ت بدیل آب به آکسیژن و ئیدروژن.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تجزیه | واژه جو