تجزیه کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
جزءجزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن متنزع ساختن آنالیز کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
فاکتور گرفتن، ساده کردن گسیختن، جدا کردن پاشیدن، متفرق کردن بههم ریختن اندیشیدن ذوب کردن، آب کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
جزءجزء کردن، تفکیک کردن، جدا کردن متنزع ساختن آنالیز کردن
فرهنگ طیفی واژهدان
فاکتور گرفتن، ساده کردن گسیختن، جدا کردن پاشیدن، متفرق کردن بههم ریختن اندیشیدن ذوب کردن، آب کردن