واژه جو

تجرید

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا

(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص ل.) تنهایی گزیدن.<BR>۲- (مص م.) پیراستن، تجرید معانی.<BR>۳- پوست کندن.<BR>۴- برهنه کردن.<BR>۵- گوشه گرفتن، تنهایی.<BR>۶- درآوردن شمشیر از غلاف.<BR>۷- (اِمص.) پیرایش.<br>

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تجرید | واژه جو