واژه جو

تبلیغ کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبلیغ کردن . [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تبلیغ. خواندن کسی را بدینی و عقیدتی و مذهبی و مسلکی و روشی . کشاندن کسی براهی که تبلیغکننده قصد دارد. رجوع به تبلیغ شود.

معنی تبلیغ کردن | واژه جو