واژه جو

تبقی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبقی . [ ت َ ب َق ْ قی ] (ع مص ) زنده و باقی گذاشتن . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). نگه داشتن . (از اقرب الموارد). و رجوع به تبقیةشود.

معنی تبقی | واژه جو