واژه جو

تبعرص

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبعرص . [ ت َ ب َ رُ ] (ع مص ) مؤلف تاج العروس آرد: جوهری و صاحب لسان آن را نیاورده اند. ابن درید گوید: آن تبرعص است بمعنی اضطراب، یا اضطراب عضو بریده . رجوع به تبرعص شود.

معنی تبعرص | واژه جو