واژه جو

تبرگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبرگ . [ ت ُ ب ُ ] (اِخ ) ولف در لغت شاهنامه بر وزن بزرگ ضبط و به کلمه ٔ تورگ ارجاع کرده و درج آن را هم فراموش کرده . درانجمن آرا چنین کلمه را بمعنی حصار آورده . در شاهنامه پیدا نکردم . (فرهنگ شاهنامه ٔ شفق ) : به پیش سپاه اندرآمد تبرگ که خاقان ورا خواندی پیر گرگ . فردوسی .

معنی تبرگ | واژه جو