تباه ساختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ. تَ) (مص م.) تباه کردن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ. تَ) (مص م.) تباه کردن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تباه ساختن . [ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) تباه گردانیدن . تباه کردن . ضایع و فاسد و خراب ساختن : طَلخ ؛ تباه ساختن کتاب را. (منتهی الارب ). باطل و بکارنیامدنی ساختن چیزی را. ◄ منهدم کردن و ویران ساختن و هلاک و نابود ساختن کسی یا چیزی را : مبادا که گردد بتو کینه خواه ز خشم پدر پور سازد تباه . فردوسی . رجوع به تباه و دیگر ترکیب های آن شود.