واژه جو

تاوان نهادن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تاوان نهادن . [ ن َ دَ ] (مص مرکب ) گناه یا جرمی را بر کسی نهادن . کسی را مجرم و گنه کار دانستن : پس آنچه شما کردید تاوان آن چون بر دیگران می نهید؟ (کتاب النقض ص ٣٨٧). آنچه شما رافضیان کردید تاوان با دیگران چون می نهید؟ (کتاب النقض ص ٣٨٦). رجوع به تاوان و ترکیبات دیگر آن شود.

معنی تاوان نهادن | واژه جو