تان/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(اِ.) تار؛ مق. بود. رشتهای چند که جولاهگان از پهنای کار زیاد آورند و آن را نبافند.<br>واژه قبلی: تامرواژه بعدی: تانستن