واژه جو

تالی

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

جانشین، جایگزین، ثانی، قائم‌مقام اثر، حاصل نتیجه، پیامد، دنباله تلاوتگر، تلاوت‌کننده شبیه، لنگه، مانند، مثل، نظیر، همانند تابع، پس‌رو، دنباله‌رو، پی‌رو جزء موخر (جمله شرطی) (متضاد: جزء مقدم)

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی تالی | واژه جو