واژه جو

تازگی کردن

/vâže/

فرهنگ فارسی معین

(زِ. کَ دَ)(مص ل.) ۱- گشاده رویی کردن. ۲- گرم پرسیدن، خوش آمد گفتن.

معنی تازگی کردن | واژه جو