تاراندن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(دَ) (مص م.)<BR>۱- دور کردن.<BR>۲- ترسانیدن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطدور کردن، طرد کردن، راندنپراکندن، پراکنده ساختن، متفرق ساختن ≠ مجتمع شدنفراری دادن، گریزاندنواژه قبلی: تارانواژه بعدی: تارانده