واژه جو

تاراج کرده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تاراج کرده . [ ک َ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) غارت شده . چپاول شده : خواسته تاراج کرده، سودهایت بر زیان لشکرت همواره یافه، چون رمه رفته شبان . رودکی (در مقام نفرین ). رجوع به تاراج شود.

معنی تاراج کرده | واژه جو