تابع
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(بِ) [ ع. ] (اِفا.)<BR>۱- پس رو، پیرو.<BR>۲- فرمان بردار، مطیع.<BR>۳- در ریاضی هرگاه میان دو تغییرپذیر چنان بستگی وجود داشته باشد ک ه تغییر یکی در دیگری تغییری پدید آورد؛ نخستین را متغیر اصلی و دومی را متغیر تابع یا «تابع» گویند. ؛ ~ مهمل لفظ مهملی است که بعد از یک لفظ موضوع میآید و اغلب حروف آن با حروف متبوعش یکی است. مثل: چراغ مراغ، کتاب متاب، دهاتی مهاتی.<br>