تابزن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(زَ) (ص فا. اِمر.) = تاب زننده: سیخ کباب.<br>واژه قبلی: تابدانواژه بعدی: تابستان