تاباندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.)<BR>۱- روشن ساختن، برافروختن.<BR>۲- تاب دادن، پیچ و خم دادن.<BR>۳- گرم کردن، تافتن.<BR>۴- اعراض کردن.<br>
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(دَ) (مص م.)<BR>۱- روشن ساختن، برافروختن.<BR>۲- تاب دادن، پیچ و خم دادن.<BR>۳- گرم کردن، تافتن.<BR>۴- اعراض کردن.<br>