واژه جو

تاب گیری

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تاب گیری . (حامص مرکب ) تاب گرفتن : همان بیکران از جهان ایزد است کزو تاب گیری بدانش بد است . فردوسی .

فرهنگ املایی واژه‌دان

واژه ثبت‌شده در فرهنگ املایی

معنی تاب گیری | واژه جو