تاب داشتن/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(تَ) (مص ل.)<BR>۱- طاقت داشتن، تحمل داشتن.<BR>۲- در رنج بودن، درد داشتن.<br>مترادفها و واژههای مرتبطبردبار بودن، تحمل داشتن، طاقت داشتن ≠ بیتاب شدنقوس داشتن، انحنا داشتنانحراف داشتنواژه قبلی: تاب دادهواژه بعدی: تاب و توان