تأویل
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ) [ ع. ]<BR>۱- (مص م.) بازگردانیدن.<BR>۲- تفسیر کردن، بیان کردن.<BR>۳- (اِمص.) شرح و بیان کلمه یا کلام به طوری که غیر از ظاهر آن باشد، تعبیر. ج. تأویلات.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ) [ ع. ] ۱- (مص م.) بازگردانیدن. ۲- تفسیر کردن، بیان کردن. ۳- (اِمص.) شرح و بیان کلمه یا کلام به طوری که غیر از ظاهر آن باشد، تعبیر. ج. تأویلات.
مترادف و متضاد واژهدان
بیان، تبیین، تشریح، توجیه، تعبیر، تفسیر، توضیح، شرح بیان کردن، تفسیر کردن تعبیر کردن
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی
واژگان قرآن
وَ لَمّا یَأْتِهِمْ تَأْویلُهُ «تأویل» در اصل لغت، به معناى بازگشت دادن چیزى است، و بنابراین هر کار یا سخنى به هدف نهایى برسد، مى گوئیم تأویل آن آمده است، به همین دلیل، بیان هدف اصلى یک اقدام یا تفسیر واقعى یک سخن یا تفسیر و نتیجه و پایان یک خواب و یا تحقق یافتن واقعیت یک مطلب، همه اینها تأویل نامیده مى شود.(5)