تأمین کردن
/vâže/
مترادف و متضاد واژهدان
برآورده کردن، پاسخگو بودن اجابت کردن، برآوردن آماده کردن، فراهم ساختن، مهیا ساختن فراهم آوردن تارک دیدن، تهیه کردن امن ساختن، ایمن کردن حفظ کردن، در امان نگه داشتن +
فرهنگ طیفی واژهدان
تحویل دادن، تهیه کردن، آماده کردن
واژگان فارسی سره واژهدان
فراهم کردن، برآورده کردن، برآوردن