تألف
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ أَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) دوست شدن، الفت یافتن، دمساز شدن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ أَ لُّ) [ ع. ] (مص ل.) دوست شدن، الفت یافتن، دمساز شدن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تالف . [ ل ِ ] (ع ص ) تلف شونده . تباه . نابود.
مترادف و متضاد واژهدان
دلجویی، دمسازی، خوگری، دوستی، الفتگیری، الفتیابی الفتیافتن، خوگر شدن، خو گرفتن، دمساز شدن، دوست شدن (متضاد: رمیدن، رمیده شدن)
واژگان فارسی سره واژهدان
خو گرفتن
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی