واژه جو

بی‌سواد

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

امی، ناخوان، ناملا، مکتب‌ندیده (متضاد: باسواد، ملا) عامی، عوام، نادان (متضاد: دانا، فهیم) بی‌مایه، کم‌مایه

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بی‌سواد | واژه جو