واژه جو

بی‌سوادی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی سوادی . [ س َ ] (حامص مرکب ) حالت و چگونگی بیسواد. عامی بودن . امی بودن . (یادداشت مؤلف ). ◄ کم مایگی در دانش و معلومات .

معنی بی‌سوادی | واژه جو