بیچاره بودن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
انتخاب (کردن) نتوانستن، اختیار نداشتن، مأمور بودن، ناگزیر (مجبور) بودن، مجبور شدن واگذار کردن، تسلیم شدن، گذشتن
/vâže/
فرهنگ طیفی واژهدان
انتخاب (کردن) نتوانستن، اختیار نداشتن، مأمور بودن، ناگزیر (مجبور) بودن، مجبور شدن واگذار کردن، تسلیم شدن، گذشتن