بیمگاه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیمگاه . (اِ مرکب ) (از: بیم، ترس + گاه، پسوند مکان ) محل خوف و خطر. (آنندراج ). محل خطر. جای ترس و بیم . (ناظم الاطباء) : بهر بیمگاهی حصاری کند ز بهر سرانجام کاری کند. نظامی . ره درین بیمگاه تا مردن اینچنین میتوان بسر بردن . نظامی .