بیمارپرس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیمارپرس . [ پ ُ ] (نف مرکب ) پرسنده ٔ حال بیمار. عیادت گزار. عیادت کننده . (یادداشت مؤلف ) : زرد گل بیمار گردد فاخته بیمارپرس یاسمین ابدال گردد، خردما، زائر شود. منوچهری . آمد مسیح وار به بیمارپرس من کازرده دید جان من از غصه ٔ لاَّم . خاقانی .