بیل زدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیل زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) بکار بردن بیل در شیار کردن یا کندن زمین . با بیل شخم کردن . (یادداشت مؤلف ). ♦ امثال : نه بیل زدم نه پایه، انگور میخورم در سایه . (یادداشت مؤلف ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیل زدن . [ زَ دَ ] (مص مرکب ) بکار بردن بیل در شیار کردن یا کندن زمین . با بیل شخم کردن . (یادداشت مؤلف ). ♦ امثال : نه بیل زدم نه پایه، انگور میخورم در سایه . (یادداشت مؤلف ).