بیقور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیقور. [ ب َ / ب ِ ] (اِ) لولو. یک سرودو گوش . بخ . کخ . (یادداشت مؤلف ). رجوع به کخ شود.
بیقور. [ ب َ / ب ِ ] (ع اِ) اسم جمعِ بَقَر. (منتهی الارب ). رجوع به بقر شود.
بیقور. (معرب، اِ) چارپای خرد. مشتق از کلمه ٔ پیکوس لاتینی . (النقود العربیة ص ١٦٠).