واژه جو

بیفکرانه

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

هوایی، نسنجیده، بدون بررسی، ازروی بی‌خبری (بی‌فکری)، بی‌خبرانه، بدون اندیشه کافی، تقلیدی، غریزی، بی‌توجه فی‌البداهه، بدون تأمل، بی‌درنگ، آنا تخمی ☹، بیهوده

معنی بیفکرانه | واژه جو