واژه جو

بیضانی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بیضانی . [ ب َ ] (ص نسبی ) منسوب است به بیضان . رجوع به بیضان شود. ◄ شبیه بیضی . بیضوی . (از ملحق لسان العرب ).

بیضانی . [ ] (اِ) رشیدی از منطق اشارات ابوعلی آرد که بیضانی بمعنی ققنس (رومی ) مرغ معروف است . (یادداشت مؤلف ). رجوع به ققنس شود.

معنی بیضانی | واژه جو