واژه جو

بیتوته کردن

/vâže/

مترادف و متضاد واژه‌دان

شب‌زنده‌داری کردن، شب نخفتن (متضاد: خفتن) شب دور از خانه به سر بردن بیدار ماندن

مترادف‌ها و واژه‌های مرتبط

معنی بیتوته کردن | واژه جو