واژه جو

بیاهنجیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بیاهنجیدن . [ هََ دَ ] (مص ) آهنجیدن : گفت فردا نشتر آرم پیش تو خود بیاهنجم ستیم از ریش تو. رودکی . رجوع به آهنجیدن شود.

معنی بیاهنجیدن | واژه جو