واژه جو

بیابان مرگ

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بیابان مرگ . [ م َ ] (ص مرکب ) آنکه در بیابان بمیرد و احوالش کسی را معلوم نشود. (آنندراج ). هلاک شده در بیابان . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) : در جهان یا رب بیابان مرگ باد هرکه ما را رهنمون کس کند. ملافوقی (از آنندراج ).

معنی بیابان مرگ | واژه جو