بی نوا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهلغتنامه دهخدالغتنامه دهخدا(نَ) (ص مر.)<BR>۱- بی چیز، تهی دست.<BR>۲- بی چاره، بی سامان.<BR>۳- ناتوان، درمانده.<br>مترادفها و واژههای مرتبطآسوپاس، بیچاره، پریشانحال، تهیدست، درمانده، درویش، فقیر، گدا، محتاج، مستمند، مسکین، مفلس، نادار، ندار ≠ داراواژه قبلی: بی نمکواژه بعدی: بی همال