واژه جو

بی قرینگی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی قرینگی . [ ق َ ن َ / ن ِ ] (حامص مرکب ) نیامیختن چیزی به چیزی، و مراد از آن یکتایی در امری و ثانی نداشتن در کاری است . (غیاث ) (آنندراج ).

معنی بی قرینگی | واژه جو