بی علت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی علت . [ ع ِل ْ ل َ ] (ص مرکب ) (از: بی + علت ) بی سبب . بی جهت . بدون دلیل . (ناظم الاطباء). ♦ بی علت نبودن ؛ بادلیل بودن . (ناظم الاطباء). سببی داشتن .
واژگان فارسی سره واژهدان
بیبهانه، بیانگیزه
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی