بی صدا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی صدا. [ ص َ / ص ِ ] (ص مرکب ) بی آواز. ساکت . (ناظم الاطباء). خاموش . آرام . بی هیاهو. رجوع به صدا شود. ♦ بی صدا شدن ؛ ساکت شدن . (ناظم الاطباء). خاموش ماندن .
مترادف و متضاد واژهدان
بیصوت، خاموش، ساکت، صامت (متضاد: باصدا) آرام (متضاد: ناآرام) همخوان (متضاد: واکه)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی