واژه جو

بی حسیب

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بی حسیب . [ ح َ / ح ِ ] (ص مرکب ) بی حساب : متناسبند و موزون حرکات دلفریبت متوجهند با ما سخنان بی حسیبت . سعدی (طیبات ). رجوع به حساب و بی حساب شود.

معنی بی حسیب | واژه جو