واژه جو

بکوک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بکوک . [ ب َ ] (اِ) نشانه ٔ تیر باشد که عربان هدف خوانند. (برهان ) (ناظم الاطباء). نشانه ٔ تیر. (رشیدی ) (سروری ) (انجمن آرا) (آنندراج ). ◄ ظرفی باشد که آن را بصورت حیوانی ساخته باشند و بدان شراب خورند. (از برهان ) (از ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از آنندراج ). رجوع به بکول شود. ◄ ظرف و جام شرابخوری را نیز گفته اند. (برهان ).

معنی بکوک | واژه جو