واژه جو

بوم جوان

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بوم جوان . [ ج َ ] (اِخ ) دو غدیر است در «فیروزآباد» یکی بوم پیر و دیگر بوم جوان . و بر هر غدیری آتشگاهی کرده است . (فارسنامه ٔ ابن بلخی ص ١٣٨).

معنی بوم جوان | واژه جو